اسب هاى سپيد به روياهاى ديگر سفر مى كنند و صبح از تكثير واژه هاي محال اتفاق مى افتد. لبخند به رفتن مى زنى از سرزمينِ تب كرده كه دوست داشتى اش، حاشا نمى كنم! تو مرده اى و خاطره اسب هاى سپيد وحشى در حافظه جهانِ كُهن مى تازد...
اسب هاى سپيد به روياهاى ديگر سفر مى كنند و صبح از تكثير واژه هاي محال اتفاق مى افتد. لبخند به رفتن مى زنى از سرزمينِ تب كرده كه دوست داشتى اش، حاشا نمى كنم! تو مرده اى و خاطره اسب هاى سپيد وحشى در حافظه جهانِ كُهن مى تازد...